قانون طبیعی چیست؟
قوانین طبیعی قواعد رفتاریای هستند که از طریق تأمل بر سرشت انسان، وضع طبیعی هستیاش یا لوازم شکوفاییاش تعیین میشوند. در تاریخ اندیشه مفهوم «طبیعت» معانی متعددی داشته است که پنج مورد از آنها در بافتار بحث کنونی از اهمیت ویژهای برخوردارند:
1. آنچه برای وقوع پیشرفت یا تحقق آمال لازم است.
2. آنچه در همهی آدمیان مشترک است یا آنچه در همهی نظامهای حقوق موضوعه مشترک است.
3. آنچه بدویترین وضع بشر بوده است.
4. آنچه در غیاب برخی رخدادها یا نهادها، نظیر مالکیت خصوصی یا دولت، به وضع بشر شبیه بوده است.
5. آنچه خدا برای آدمی خواسته یا آنچه برای انسان مقدر است.
قابلیت اجرای قوانین طبیعی همواره موضوع مسئلهآفرینی بوده است. اگر قانون طبیعی با ارادهی خدا پیوند داده شود، در آن صورت ضمانت اجرایی آن ممکن است به عالم دیگر نسبت داده شود. اما در روایت سکولار که قانون طبیعی در آن بسان امری بهلحاظ عقلانیْ مجابکننده تصویر میشود، حق اجراشدن قوانین به یکایک افراد تعلق دارد و ضرورت اجرای قوانین بهمنزلهی یک دلیل مورد استفاده قرار میگیرد تا توسل به دولت در مقام نهاد خبرهی اجرای قوانین را توجیه کند. بنابراین قانون طبیعی بهمثابهی یک تبیین برای قوانین موضوعه و یک راهنمای انتقادی برای محتوایش تصویر میشود. اگر قانون طبیعی موازین جهانشمولی را معین کند، قانونی مافوق نظامهای حقوقی خاص را فراهم آورده است و یک سنجهی خارجی برای داوری در خصوص آنها به دست داده است. لیبرالیسم تا حدودی متأثر از یک سنت حقوق طبیعی شکل گرفته است، سنتی که در آن نوشتههای گروسیوس، ساموئل فونپوفندورف، ژان باربیراک، لاک و آدام اسمیت اهمیت ویژهای داشتهاند. فلسفهی سیاسی معاصر، که بهمثابهی کاوش در پیامدهای سیاسی وضع بشر تعریف شده است، ممکن است همهی این فهمها از مفهوم «طبیعت» را ردّ کند، اما نمیتواند از چنین توصیفهای، ولو وسطحیای، از واقعیات زیست سیاسی بگریزد.
ترجمه از فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد
Brown, Garrett W. & McLean, Iain & McMillan, Alistair, “natural law” In The Concise Oxford Dictionary of Politics and International Relations, Oxford University Press, 2021.
کلمات کلیدی: قانون طبیعی، لیبرالیسم، جان لاک، گروسیوس